كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )

70

محقق اردبيلى ( فارسى )

صمدانى ملا احمد بن محمد الأردبيلى النجفى كه در ورع و تقوا و زهد و قدس به مرتبهء رسيده كه توصيف نشود و به او مثل زده شود قال العلامة المجلسى رحمه اللّه و المحقق الأردبيلى فى الورع و التقوى و الزّهد و الفضل بلغ الغاية القصوى و لم اسمع بمثله فى المتقدمين و المتأخرين جمع اللّه بينه و بين الائمة الطّاهرين انتهى . و فى منتهى المقال : احمد بن محمد الأردبيلى - رحمه الله - امره فى الجلالة و الثقة و الامانة اشهر من ان يذكر و فوق ما يحوم حوله العبارة كان متكلّما فقيها عظيم الشأن جليل القدر رفيع المنزلة اورع اهل زمانه و اعبدهم و اتقاهم . له مصنّفات منها كتاب آيات الاحكام . توفّى رحمه اللّه فى شهر صفر سنه 993 ثلث و تسعين و تسعماة فى المشهد المقدس الغروى انتهى . و من مصنّفاته شرحه على الارشاد لم يصنّف مثله و حديقة الشيعه و غير ذلك . از ورع ان بزرگوار و اهتمام او در قضاء حاجات نقل شده كه در يك سفرى از اسفار خود از كاظمين به نجف اشرف مالى كرايه كرده بود و صاحبش همراه نبود و چون خواست حركت نمايد يكى از اهل بغداد كاغذى بوى داد كه به نجف اشرف برساند آن بزرگوار آن كاغذ را گرفت لكن پياده به نجف رفت و مركوب را سوار نگشت و فرمود كه من از مكارى اذن حمل رقيمه را نداشتم . فقير گويد كه شبيه به اين از ثقه جليل‌القدر صفوان بن يحيى نقل شده و آن چنان است كه در مكّه معظمه بود يكى از همسايگانش از اهل كوفه دو دينار به او داد كه آن را ببرد تا منزلش فرمود من شترم كرايه شده صبر كن من اجازه بگيرم از جمّال آن . و دميرى در حيوة الحيوان نقل كرده كه : عبد الله بن مبارك در شام قلمى عاريه كرد پس سفرى براى او اتفاق افتاد چون به انطاكيّه رسيد يادش آمد كه قلم عاريه نزد او مانده پس پياده مراجعت كرد به شام ، و قلم را رد كرد به صاحبش و برگشت . و شيخ بهايى رحمه الله در كشكول نقل كرده كه : مخلوط شد گوسفند غارتى با گوسفندان كوفه پس يكى از اهل ورع كه از عبّاد كوفه بود اجتناب كرد از خوردن گوشت گوسفند تا هفت سال به جهة آنكه پرسيد گوسفند چند مدّت در